تبليغاتX
مادینه
 
 
درووووووووووووووووووووود

انگاری باز هم دیر کردم ببخشید دگر زندگیست و هزار دردسر...!

ثانیه ای گذشت ! در طول عبورش روی صحن زندگی هر انسان نقشی ایفا کرد . وجود کسی را به دنیای فانی کشاند و وجود دیگری را ربود . برای کسی شد خبر یا حادثه ای تلخ یا شیرین و برای دیگری تجدید خاطره ای . انسانی را به حسرت گذشته و انسان دیگر را به تلاش برای هدف ها و رویاهای فردا گمارد و از زندگی خیلی ها فقط و فقط گذشت بی هیچ نقشی...!

به راستی چه ساده این ثانیه ها با نام زندگی ما را مشغول خود می کنند!! لخظه ها تند و تند پیش می روند. من کجای این لحظه هام ؟ کجای زندگی ایستاده ام ؟ مقصد خداست نمی شه ایستاد باید رفت زندگی متوقف نمی شه . اما خوبه گاهی بایستم و پشت سر رو نگاه کنم تا فردام روزی نباشه که دیروز رو تکرار کنه . حتی خوبی ها هم نباید تکرار شن , باید خوبتر شن ! من می گم زندگی فقط یک مزیت داره اون هم آینده هست...!

به نظر من زیباترین , ساده ترین و کاملترین تعریف از زندگی رو دکتر شریعتی می کنه :

" زندگی یعنی ;

                      نان ,  آزادی ,  فرهنگ , ایمان و دوست داشتن "

               آن قصر که جمشـید در او جام گرفت

                                                         آهــو بچه کـرد و رو به آرام گــرفت

               بهرام که گور می گرفتی همه عمر

                                                        دیـدی که چگونه گور بهــرام گـرفت

               برخیــز و مخور غـم جهــان گـذران

                                                       بنشین و دمی به شادمانی گذران

               در طبع جهـــان اگـر وفایی بــودی

                                                      نوبت به تو خـود نیــامدی از دگــران

               آنان که محیط فضل و آداب شدند

                                                     در جمع کمال شمع اصحاب شـدند

               ره زین شب تاریـک نبردند بــرون

                                                     گفتند فسـانه ای و در خواب شدند

                                                                                                   خیام نیشابوری

با تشکر از حامد عزیز برای آپ لود عکس

پـــــایـــدارووووو پیـــروززززز باشیــــــد....!

+  پنجشنبه 31 شهریور1384    | 
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون                    

                                                    نیکی به جای یاران , فرصت شمار یارا

ای صاحب کرامت , شکرانه ی سلامت

                                                    روزی   تفقدی  کن  درویش  بینوا   را 

                                                                                                               حافظ

درووووووووووود

نمی خوام شعار بدهم . نمی خوام امر به معروف و نهی از منکر بکنم . نمی خوام حس هم نوع دوستی رو تحمیل کنم. فقط نمی خوام تو هم مثل خیلی ها بی تفاوتی تو وجودت رخنه کنه....! 

....!!!

درخت ها و گل های توی باغچه پلک هاشون سنگین شده  آروم آروم ,قامت , خمیده می کنن  و سر روی شونه همدیگه میذارن . می بینی حتی شاخه های اون ها هم در هم گره خورده ... ولی, هم وطن ! چقدر دست های ما از هم دورن...!گنجشک ها ی کنار پنجره دیگه کمتر از لونه شون می آن بیرون , شاید می خوان کم کم  عادت کنن که کز کنن کنج لونه شون و غروب های دل انگیز پاییز رو نگاه کنن. آره , انگاری صاحب خونه تابستونو جواب کرده و می خواد مستاجر جدید بیاره. آخ!! که مستاجر جدید چقدر بچه داره ! نمونه اش همین مدرسه ... !

آره ! آخرش رسید به مدرسه ! خرید های مدرسه رو کردی ؟ خوبه مبارک باشه . همه خریداشونو کردن ؟؟ یکم بیشتر دقت کن !!خیلی ها جا موندن  اونا چی ؟ نمی خوای بگی به من چه ؟ چشماتو بستی نگو که دل نداری... ! به خیلی چیزا کاری ندارم اگه می خوای آباد کردن رو , از خودت شروع کن... بذار با دستای تو ذهن انسان دیگری پوشش دانش به خودش بگیره اگر کسی کاری نکرد تو همت کن با اون چه که  در توان داری...! شعار نیست ! حرف های خوشایند یا نا خوشایند نیست ... فقط می خوام  بگم غیرت یک ایرانی نمی ذاره  دست هم وطنش خالی بمونه , فقط بیا دلخوشی هامون رو تقسم کنیم تا کسی از لبخند بی نصیب نمونه...!

 خداییش رو میگم که باور کنی ادا اصول نیست من چون دستم تو جیب مبارکم نیست پول تو جیبی این هفتمو  می خوام اهدا کنم ... تو چی ؟ عجالتاْ اگه سر غیرت اومدی..............!

ایرانی باش هم وطن ! باشههههههههههههههههه؟؟!...

+  پنجشنبه 24 شهریور1384    | 
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
درووووووووووورد

ای بد نبود جای شمام خالی ! فقط هوا کمی گرم بودش که اونم خوب جنوب دیگه.......!

یک مطلبی توی سایتی خوندم گفتم بد نیست بذارمش اینجا توهم بخونی, بخندی, حرصت بگیره, عصبی بشی....!! البته در مورد همه صدق نمی کنه اما خوب ...!

- چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند

3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند

7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند

9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکري ندارند   2- کاری ندارند

11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست

12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد

13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق

15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"

17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند

18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم"

19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها

20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند

22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسي صحبت نمی کند

25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند

26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم

27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند

28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند

29- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند "

منبع : www.avayeno.com

پایدار و پیروووووز باشییییییید...!

+  یکشنبه 20 شهریور1384    | 
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
 

درووووووووووود

ای داد بیداد ! ای هواااااااااااررررررررر !! ای خداااااا ! ای مخابررررااااات !

آخه چه وضعشه ؟؟؟؟ کلافه شدم آقاجان ! آخر این هم شد اینتریت ؟؟! این هم شد خطوط پر سرعت E1 ؟؟؟ یکی پیدا نمی شه جواب منو بده ؟؟؟ یکی به من بگه به کی به کجا شکایت کنم !! ؟ دلمان خوش است که پیشرفت کرده ایم و به دنیای مجازی اینترنت دسترسی پیدا کرده ایم . من نمی دانم این ها چه خطوط پرسرعتی است که نه می شود با آن سایت باز کرد نه به یاهو connect می شود و نه هیچ چیز دیگر ...! اما چرا خداییش یک خاصیت دارد آن هم این که بدون اشغالی خطوط به اینترنت connect می شود دگر بماند که فقط connect می شود و دگر هیچ....! حداقل در مورد خطوط شیراز که صدق می کند.

ببخشید که اینقدر شکوه گرانه شروع کردم اما باور کنید اگه نمی گفتم خفه می شدم ! خوب آخه همین کارها رو می کنند که جناب شان پن امریکایی در بخش اول گزارش خودش حال و هوای دوران انتخابات در ایران رو این گونه توصیف می فرمایند....! بگذریم اما همین بی تفاوتی هاست که کار دست ما می دهد...!

راستش این پست چیز خاصی ندارم بگم فقط یکی دو موردی هست که می بایست گفت !

تو نوشته هام یک چیز خاصی رو خیلی تکرار می کنم ! علتش رو نگفتم می خواستم زمانی بازگو کنم که حداقل یک نفر از شماها که به این جا سر می زنید ازم بپرسید . که خوش بختانه شما عزیزان اینقدر با دقت و حوصله این چند خط جفنگیات بنده رو مورد مطالعه قرار می دید که هیچ کدوم حتی متوجه این علامت  نشدید چه رسد به این که خود را به زحمت انداخته و ار من بپرسید.....!

اما یک انسان شریفی بالاخره این سوال رو از من پرسید و دل این جانب را شاد نمود ! بله جناب با هوش و با ذکاوت علی آقا جان پرسیدند که چرا اینقدر تو نوشته هام از ۳ نقطه و علامت تعجب استفاده می کنم...!

من معتقدم جملات پایانی ندارند . هر جمله یک نویسنده می تونه خواننده  رو به فکر فرو ببره و او نیز در همون رابطه چندین جمله گفتنی به ذهنش برسه....و از جهت دیگه من دوست ندارم گفتنی ها رو محدود کنم ...! اما علامت سوال ,  هر کلمه می تونسته از درون یک شخص بلند شده باشه و با قلم بر کاغذ نشسته باشه. در واقع هر کلمه می تونه بیانگر حالات , احساسات , عقاید و نظرات نویسنده اش باشه ... به عبارت دیگه  نوشته ها دنیای ذهن و اندیشه ما انسان هاست و چون معتقدم این دنیا پیچیده و شگفت انگیزه علامت تعجب می ذارم . امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم...!

مورد بعد اینه که چند روزی نیستم ! دارم میرم مسافرت (نیست حالا  وقتی هستم تند تند به روز می کنم ) خلاصه اگر در طول راه تصمیم به سفر به آخرت گرفتیم حلال بفرمایید.

پایدار و پیروز باشیددددددددددد ....!

+  دوشنبه 14 شهریور1384    | 
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

درووووووووود

چند روزی اصلاً به این جا سر نزده بودم ...........به دلایلی که می تواند قانع کننده باشد خلاصه عذر مرا بپذیرید.........!!

در این چند روز شاید به اندازه ی تمام ثانیه هایش از زندگی پند گرفتم !! کمی بزرگتر شده ام..........!! و به انسانیت پله ای نزدیکتر ...! کاش می شد برای تو هم بگویم چه پیش آمد.....اما.....اما فضولی موقوف....!!

به انسان اندیشیدم ! آیا شامل من هم می شود ؟؟؟؟؟؟؟ اصلاً چیست این موجودی که فرشتگان را به سجود می خواند .... فرشته ای را از بهشت می راند و اشرف مخلوقات می گردد........!! البته این عکس نشان دهنده ی یک نوزاد انسان هست میدونم ! اما دلم نیو مد نذارمش .....و  از این هم میشه یک درس برای انسان بودن آموخت..... چون من متعقدم ما روی مسیر دایره ای شکل زندگی باید خیلی پاک باشیم که بتونیم سادگی و پاکی کودکیمون رو حفظ کنیم یا باز بش دست پیدا کنیم........!!

طی این مدت کتاب کوچکی از زندگی نامه دکتر شریعتی را می خواندم ....جملاتش به دلم نشست . چند موردی را که در رابطه با انسان بود می بایست جایی خرج می کردم و کجا بهتر از این جا..........!؟

" سخن از انسان است . انسان چرا بر خلاف همه ی جانوران بر روی دو پایش ایستاده ؟ ایستاده است تا به آسمان بنگرد . انسان حیوانی است که دست ها یش را از خاک بلند کرده است تا در آسمان بزند . اندام انسان نمودار زمین گریزی و آسمان پیوندی اوست . انسان نمی تواند به آسمان نیندیشد . چگونه می تواند ؟ مگر انسان هایی که عمر را ,بی چرا, به چریدن مشغولند و سر به زمین فرو برده اند و پوزه در خاک دارند وغرق در آب و علف اند این ها که گوسفندان دو پایند..."

" حوادث انسان ها ی بزرگ را متعالی و آدم های کوچک را متلاشی می کند ."

"انسان یک لفظ است که بر زبان آشنا می گذرد و بودن خویش را از زبان ین دوست می شنود."

"انسان نقطه ای است میان دو بی نهایت : بی نهایت لجن بی نهایت فرشته..."

" نه در حالت بمان نه در جایت بمان ! همواره روحی باش مهاجر به سوی مبدأ به سوی آن جا که می توانی انسان باشی به سوی آن جا که می توانی جهاد کنی به سوی آن جایی که میتوانی از آن چه هستی و هستند فاصله بگیری..."

" حتی خدا هم منهای انسان هوشمند منهای انسان خدا شناس و خدا فهم تنهاست و برای شکست همین تنهایی انسان را آفریده..."

"این سه راهی است که پیش روی خر انسانی گشوده است : پلیدی ,پاکی, پوچی ! "

جملاتی بود ! هر چند کوتاه ولی عمیق ! به عمق معنای انسان ! گذاشتمشون این جا که شاید تو هم خوندیش و فکر کردی.....به خودت.....به انسان.....!!

این بار نمی گم پایدار و پیروز باشید.فقط..........انسان باشید.... ( بنا بر همون اصلی که تنوع لازمه ! )

+  سه شنبه 8 شهریور1384    | 
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

دروددددددد !

شاید حوصله نکنی تا آخرش رو بخونی ! اگر هم خوندی به احتمال قوی یک فحش هم چین آبدار نثار من و این نوشتنم می کنی ! اما خوب این واسه من یک خاطره هست که تازه لمسش می کنم و می خوام تلاش کنم چند سال دیگه که خاطراتمو مرور می کنم در عمل برام تکرار شده باشه.............!!

می خواهم مثل درخت باشم...............!!

نگاهش کن !! چه بلند و استوار ایستاده حتی سخترین بادها هم  نمی تواند از جای بجنباندش ! هر کسی که در خاک ریشه بدواند و ریشه دار باشد استوار می ماند ! بعضی انسان ها مثل این درخت های ریشه دار و استوار هستند و بعضی مثل علف ها بوته ها و خارها ی سست که با هر تکانی از خاک در می آیند ! ! می خواهم استوار باشم تا طوفان روزگار مثل علفی یا بوته ای به هر سویم نیفکند !! می خواهم محکم باشم مثل درخت مثل مردان مرد که هیچ گاه از چنگ و دندان نشان دادن صاعقه ها بادها و سیلاب ها نمی هراسند و در برابر ستم گریها و ستم گران تر سی به دل راه نمی دهند و ساکت نمی مانند !!

باید در زمین و زمان ریشه بدوانم این راه استقامت است !!

یادش به خیر !! ۱۱ سال داشتم !! سال پنجم ابتدایی !! اواخر سال بود و همه در تدارک برنامه ها شان برای جشن فارغ تحصیلی  دوره ابتدایی !! می بایست به بهترین نحو ممکن برگزار می شد تا هم برای ما به یاد ماندنی میشد  هم در حضور رئیس آموزش و پرورش ناحیه ۲ سنگ تمام می گذاشتیم ! نمی دونم به چه دلیل اما مجری گری و اجرای دکلمه  نقش همیشگی من در مراسم بود !

بله !! این همون دکلمه ای بود  که من در اون جشن در مقابل چند تا از کله گنده های آموزش و پرورش و تمامی اولیا و مربیان اجرا کردم !! معنیش رو نمی دونستم اما محکم و مصمم اجراش کردم !! نمی دونم حالا که معنیش رو درک می کنم  هنوز هم می خوام مثل درخت باشم !؟؟؟؟ هنوز هم می تونم استوار نه در مقابل اون جمع بلکه در مقابل خودم بایستم و بگم می خواهم این گونه باشم ؟؟؟؟!!!

تو چی؟؟؟ تو می خوای چه جوری باشی..............؟؟!!

+  پنجشنبه 3 شهریور1384    | 
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -