۵ دقیقه صدایی مهیب و بعد صدای مهیب تر ناظم که : "بیایید سر صف !" ...... صدایی کوتاه , کسی تذکر رفتن نمی دهد ! شاید همه می دانند و باور دارند چه نظام آموزشی یکنواخت , یک بعدی و زشتی داریم ... اما دم نمی زنند . من هم هر چه از دهنم در می آید اگر شجاعت و جسارت اجازه دهد سر کلاس به معلم های بیچاره می گویم !
توی کوچه مدرسه که سقفی از شاخ وبرگ دارد , دو گربه مشغول جفت گیری اند چقدر هم سر و صدا می کنند (!) و می اندیشم : "بقـــــــــــــــا " . پیاده ام چیز هایی می بیند که سواره ام نه . وجود کند من اجازه می دهد چیزهایی ببینم و بفهمم که شاید در زندگی کندم به درد بخورد ولی در اجتماع نه !
مواظب هستم که در تاکسی را آهسته ببندم . راه خیابان خانه را پیش می گیرم . گاهی کسی بوق می زند نگاهی می اندازم ! نه ! انگاری نفهمید که هنوز هم می پرسد: " می یای؟"
خانه , تعریف واسه مامان , ناهار , خواب ... بیداری !
دعوا با والدین گرامی ! منت گذاشتن آن ها حاضر جوابی من ! چه رسم زشتی.... اوج روشن فکری پدر که : " درس خوندن بخور تو سرت . کاش نمی خوندی شعور داشتی . نمی ذارم دانشگاه بری .... این و ببین اون رو ببین..... خاک عالم تو سرت.... " باز هم دفتر خاطرات را باز می کنم , چشم را کنترل می کنم که اشک نیاید می خوانم , می خوانم .... می خندم .... دفتر را می بندم . پشت در اتاق می ایستم , خجالت می کشم ولی مصمم می شوم که پیش به سوی منت کشی ! جواب نمی دهند ... باز بغض می کنم ...
دوستی زنگ می زند . از دختری می گوید که مادرش از خانه بیرونش می کند.!!!! اول برنامه می ریزم که مدد کار اجتماعی خوبی پیدا کنم که کمکش کند...... بعد , پـــــــــیش به سوی منت کشی !
پ . ن :
مشکل روحی , زشتی پیدا کرده ام . اگر کسی روانشناسی یا جانور شناسی می داند اگر می خواهد ثواب کند ایمیل بزند !
وقتی اعصابت خرد است زود پشیمان می شوی...
وقتی حوصله نداری چه فرقی می کند درس نخوانده ای ...
وقتی دلت می گیرد چه فرقی می کند عید باشد یا نه...
وقتی بی تفاوت شدی دوست داشتن یادت می رود...
وقتی باور نداری که آن چه می گویند هستی برای اثبات ادعای دیگران تلاش می کنی ...
نه ! نه !... من همینم ... همان که عوض شد... سقوط کرد... در انزوا کم کم می میرند... آخرین تازه های زندگی هم دارند می میرند.
چه بهانه ها می شود داشت یرای پژمردن !
آه...... من چقدر خسته ام ! و چه محتاج ... و چه احمق که می دانم به احساس خشک ۱۶ ساله ام دامن می زنم !