دستم را گرفت ٬ چرخاندم
چرخیدم
برگشتم
نبود
چرخی...
کره ای خاکی با آدم هاش
مشت چپم را باز می کنم
نارنجی از آن درخت
دست راستم را فوت می کنم
و نارنج را می بویم
...
RSS