زبان بیشتر از دست ها خشک و منجمدمی شود وقتی چیزی برای نوشتن نداری .این روز ها فقط از این لذت می برم که پاهام رو می تونم خیلی رو زمین بکشم حیف که بارون نمی باره !من مسیحای جوانمردی ندارم ! اما هر که هستی ... هوا بس ناجوانمردانه گرم است آی دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای !!!!

معلم های مرد دیگه اجازه ندارند به ما دخترها تدریس کنند ! معلم ها بی جنبه هستن یا ما نمی دونم ! یا شاید هم آن بالانشینان مملکت در خود چیز هایی می بینند که این تصمیم ها را می گیرند ! پرسیدم چرا؟ یکی گفت:

"فهمیدن شیرازی ها گشادن انداختن شیراز که کسی صداش در نمی آد !"

یکی دیگه :

" می خوان زن ها خودکفا شن !!

دیگری !:

" بهتر بابا ۸۰ ٪ قبولی دانشگاه ها شده دختر همش دختر ها دارن استخدام می شن ! باور کن دو روز دیگه رئیس جمهور هم زن می شه !!!!!!!! "

همه این ها رو خانم های مختلف گفتن ! جالبه ! گاهی افکار چقدر ویران کننده تر است تا اجسام !!خواستم برم اداره با اون رئیس هیچ کارش صحبت کنم ! دیدم اولاْ مانتوی درست ندارم دوماْ اولین کسی که می گه تو کی باشی بابامه و ارایدون مامانم !...

دیگه خودمو بین جماعت پیدا نمی کنم . وای از روزی که آدم رسوای درون شه که ای وای دیگه من همرنگ من نیست !