خورافس
این چند روز کسی کنارم بود از جنس عشق. زنی که رسالتش را خوب می دانست. دختری که به من آموخت زندگی ارزش تجربه کردن دارد...
و دوستی که برایم روی دستمال نوشت :
" ساقی به نور باده برافروز جـــــــــــــام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
ما در پیاله عکس رخ یـــــــــار دیده ایم
ای بی خبر ز لذت شــــــــــــــــــراب ما
هرگز نمیرد آنکه زنده شد دلش به عشق
ثبت است بر جریده ی عــــــالم دوام ما
نیوشکا
۱۹ مرداد ۸۶
۱۶:۳۰ جمعه
لابی هتل همـــا ! "
پ.ن:
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من...
۲ـ عکاس آرمان است.